تبليغاتX
اشعار سوزان یگانه


امشب دوباره نگاهم مچاله شد!

انگار بند نگاهت،

یک بار نه ،

که صد بار پاره شد!

امشب خیال خواب مرا دور میزند،

انگار ثانیه،

چون چکشی درون جمجمه ام،

مشغول کوفتن.. !

بس کن !

تمام فکرهای قشنگم مچاله شد!

انگار دستهای تو نفرین عشق داشت!؟

اینسان که بی دریغ،

بر روی صورت سرخم ،

کشاله شد.

بس کن،

نگاه و گفتن و تکرار عشق را !

این رشته،

زیر هراس خیانتت،

این دفعه تاب نیاورد و پاره شد.



نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388  توسط سوزان یگانه  |