تبليغاتX
اشعار سوزان یگانه


دیگر

تهی شده ایم

ز خون و خاطره

وحشت و گریز

بگذار بفهمیم

کجای محور گیتی نشسته ایم


نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387  توسط سوزان یگانه  | 



هر پله ای،

که فرا رفتی،

فرو شدیم

و هر لبخندت،

به قیمت بغضهایی تمام شد،

که ساده شکست.


نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387  توسط سوزان یگانه  | 



رها میان

باد و

خاک و

تلخی ایثار.

مجال ما،

به دو انکار سرد می ماند!


نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387  توسط سوزان یگانه  |