دیگر
تهی شده ایم
ز خون و خاطره
وحشت و گریز
بگذار بفهمیم
کجای محور گیتی نشسته ایم
نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387  توسط سوزان یگانه
|
هر پله ای،
که فرا رفتی،
فرو شدیم
و هر لبخندت،
به قیمت بغضهایی تمام شد،
که ساده شکست.
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387  توسط سوزان یگانه
|
رها میان
باد و
خاک و
تلخی ایثار.
مجال ما،
به دو انکار سرد می ماند!
نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387  توسط سوزان یگانه
|

