صبح شد.
مستی پرید
و تنها درد ماند و
حسرت و تردید
و تازه فهمیدیم ،
طعنه های شراب را.
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387  توسط سوزان یگانه
|
صبح شد.
مستی پرید
و تنها درد ماند و
حسرت و تردید
و تازه فهمیدیم ،
طعنه های شراب را.