تبليغاتX
اشعار سوزان یگانه


صبح شد.

مستی پرید

و تنها درد ماند و

حسرت و تردید

و تازه فهمیدیم ،

طعنه های شراب را.


نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387  توسط سوزان یگانه  |